حسين فاطمى

22

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

غذا ، و شعور دفع دشمن از خود با وسائلى كه خدا به او عطا فرموده از شاخ و پنجه و دندان و لگد ، و شعور احتياج به جفت و همسر كه اگر چنانچه هر يك از اينها را نداشت نسل او منقطع و زندگانى بشر مختلّ مىشد . و چون زياده بر اين سه شعور احتياج نداشت به او نداد و اگر زياده بر اين شعور داشت و درك مرگ مينمود ، قهرا و تدريجا از خوراك باز ميماند و لاغر و ضعيف مىشد ، آنوقت انسان نمىتوانست از گوشت و پشم و پوست آن استفاده نمايد و زندگى او مختلّ مىشد . گمان مىكنم به همين اندازه معناى حديث شريف نبوى معلوم شد كه « لو تعلم البهائم من الموت ما يعلم ابن آدم ما اكلتم منها سمينا » پس ياد مرگ كردن مخصوص انسان است كه داراى ملكات فاضله است و اگر درك مرگ را ننمايد و ياد مرگ اثر در او نگذارد ، حقيقتا از حيوان پست‌تر است ان هم الا كالانعام بل هم أضل « 1 » . و روى بعضهم : انّ رسول اللّه مرّ بمجلس قد استعلاه الضحك ، فقال صلّى اللّه عليه و آله : شوبوا مجلسكم بذكر مكدّر اللذّات ، قالوا : و ما مكدّر اللذّات ؟ قال : الموت ؛ « 2 » يعنى : رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله عبور نمود به مجلسى كه صداى خندهء آنها بلند بود ، فرمود : مجلستان را به ذكر چيزى كه لذات شما را مكدّر نمايد مخلوط نماييد ، عرض كردند : كدورت آورندهء لذّات چيست ؟ فرمود : مرگ . أيضا فيه : خرج رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله إلى المسجد ؛ فإذا قوم يتحدّثون و يضحكون ، قال صلّى اللّه عليه و آله : اذكروا الموت ، أما و لّذي نفسي بيده لو تعلمون ما أعلم لضحكتم قليلا و لبكيتم كثيرا ؛ « 3 » يعنى : رسول اكرم طرف مسجد تشريف مىبردند ، ديدند جماعتى صحبت مىكنند و مىخندند ؛ فرمود : ياد مرگ نماييد . آگاه باشيد قسم به آن خدايى كه جان من در يد اوست ، اگر بدانيد آنچه من مىدانم خنده كم خواهيد نمود و گريه زياد خواهيد نمود . معصوم فرمود : رحم اللّه امرءا عرف من أين ؟ و في أين ؟ و إلى أين ؟ يعنى : خدا رحمت كند آن كسى را كه بفهمد از كجا آمده ؟ و در كجا است ؟ و به كجا مىرود ؟ به بهائم غير آن سه شعور خدا بيشتر عطا نفرموده و اين لطفى است براى تنظيم امر معيشت تو و به تو عنايت فرموده ؛ اگر عنايت او را مهمل گذاردى ، و با قوهء فكريّه آنچه

--> ( 1 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيهء 179 . ( 2 ) . « مجموعه ورام » 1 / 268 . ( 3 ) . « مجموعه ورام » 1 / 269 .